محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

137

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

بگشا و آن‌چه را محكم رشته‌اند ، پايدار مفرما و آرزوهايى كه براى آن تلاش مىكنند بر باد ده . من پيش از جنگ از آنها خواستم تا بازگردند و تا هنگام آغاز نبرد انتظارشان را مىكشيدم ، لكن آنها به نعمت پشت پا زدند و بر سينه عافيت ، دست رد گذاردند . واژه‌شناسى النّصف : انصاف روا داشتن . الطّلبة : پيامد . قبلهم : نزدشان . الحما : پدر همسر و در اين‌جا منظور همه نزديكان است . حمّة العقرب : زهر عقرب . المغدفة : پوشيده شده . النّصاب : اصل و ريشه . الشّغب : آشوب و فتنه‌انگيزى . أفرط الحوض : حوض را پرآب كرد . الماتح : منع‌كننده . يعبّون : مىنوشند . الحسى : آبى كه از حفره‌هاى روى زمين به دست مىآيد . الحسوة : جرعه‌اى نوشيدنى . العوذ : جمع « عائذة » به معناى زنى كه در آستانه وضع حمل است . المطافيل : جمع « مطفل » به معناى صاحب فرزند . استثبتهما : از آنها خواستم به بيعت گذشته بازگردند .